|
من،سارا ام! اين وبلاگ به شرح زندگي من(و ح.ب)ميپردازد!:|
|
-بهبه...خانوم بهداد! از آقاتون چه خبر؟
-هووووووم...تولدشه!
-مباركه! كيكتون كو پس؟
نميدونم چرا اين 26 آبان هميشه اينجوريه.پارسالم همين بود.
كلي انتظارشو ميكشي، واسه اومدنش لحظه شماري ميكني و وقتي مياد پيش خودت ميگي كه چي؟ توقع داري يه اتفاق خاص بيفته ولي زهي خيال باطل...
همش ميگم چيكار كنم كه اين همه صبر كذايي نتيجهاي داشته باشه؟ اينكه از اول آبان هر روز با خودت مرور كني امروز چندمه به جايي برسه...
زنگ ميزنم به فرنوش. دردي رو دوا نميكنه. نظرش اينه كه بيخودي خودمو درگير نكنم، تا 2-3 ساعت ديگه 26ام ميشه 27ام و همه چي تموم ميشه!
خدايا...آيندهاي بهتر از چيزي كه تا حالا داشته واسش رقم بزن، همهي لحظههاي خوب و دوستداشتني رو از كتاب سرنوشت همه پاك كن و بنويس تو كتاب اون...
براي چشمهاي تو
هزار نذر كردهام
تو هم براي نذر من
كمي گلاب ميشوي؟
هزار سال رفت و من
به خواب هم نديدمت
براي اين اسير خواب
خيال خواب ميشوي؟
در اين كوير زندگي
به فكر آب زندهام
تو تا ابد براي من
سراب ناب ميشوي؟
دلم براي ديدنت
چقدر شور ميزند
براي پيچك دلم
تو پيچ و تاب ميشوي؟
نگاه من در آينه
چقدر سرد و مبهم است
بگو براي آينه
شبي نقاب ميشوي؟
دعاي من كه تا ابد
به آسمان نميرسد
فقط براي لحظهاي
تو مستجاب ميشوي؟
37 سالگيت مبارك مرد آباني...
بعضي وقتا كه بت فكر ميكنم خندم ميگيره.مث ديوونهها به اين اوضاعي كه گُه خطابش ميكنم ميخندم.بعد 2 ثانيه چشام پر اشك ميشه و درد وحشتناكي گلومو پر ميكنه.
من كه نميخواستم عاشقت بشم! ديوونهي رواني، تو باعث شدي. اما ميدونم كه هيچ حقي،هيچ سهمي نبايد واسه خودم قائل باشم...
حال عجيبيه...حسرت ميخوري و حرص. اما دوس داري اين احساس و ناراحتي رو. انگار تهِ دلت يه اميدي، يه خوش حالي حس ميكني. يه اضطراب و دلهرهي عجيبي داري كه دلتو قلقلك ميده!
كتابو باز ميكنم كه مثلا درس بخونم، الكي ورق ميزنم، 2 خط در ميون فكرم پيش تو اِ و عكس جديدي كه ديشب شادي بهم داد. سر خودم داد ميزنم كه حواسمو بدم به كاري كه ميكنم، كه احمق جون، اون واسه اين نگرانيهاي تو تره هم خورد نميكنه.
ميخوام از همهي اين ناراحتيها و ياس و غم و اندوهم لذت ببرم، ميخوام انقدر گريه كنم كه چشام از كاسه دراد، ميخوام تا ميتونم جيغ بزنم و موهامو بكشم.
بعد كه خيالم راحت شد و خنك شدم، ميرم جلوي عكست، يه نفس عميق ميكشم و بي هوا ميخندم و ميگم: خوبي؟؟
پ.ن1:افتتاحيهي محاكمه در خيابان كي ميره؟
پ.ن2:ايران دخت و 40چراغ رو بخريد.
پر نخواهد كرد
جاي يك زمزمه ساكت پا را بر فرش...
به بعضيهاش ديگه احتياجي ندارم. ميسوزونمشون!
پ.ن1:تو مپوشان سخنها كه داري...
پ.ن2:از تو آخر چه شد حاصل من؟

پري با آه و ناله
افتاد زمين مچاله
چهل روز و چهل شب
يك كوره آتيش و تب
نه لب ميزد به آبي
نه داشت قرار و خوابي
هزار تا زخم رو شونهاش
يه جوب اشك رو گونهاش
تو حال هذيون و تب
همش ميگفت زير لب:
اگه ديدين يه روزي
يه پيرمرد قوزي
يه عاشق پشيمون
خسته و پير و داغون
با چشم تر،هاج و واج
نگاه ميكرد به امواج
بهش بگين كاكل زري
دير اومدي،مُرد پري...
ليلي عزيز...
شاد و فرخنده باد روز بزرگداشت مقام تو.
روزي كه سفير ايمان نيز ديده به جهان گشود تا هستي را به ميهماني گل دعوت كند. اميد است همواره نشاني از همه عظمت خلقت در وجودت هويدا باشد و جهان را به گوهر پاكي و گذشت بيارايي...
روز تمام ليليها...مبارك!

تو كيستي كه من اين گونه بي تو بيتابم
شب از هجوم خيالت نميبرد خوابم
تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو
بسان قايق سرگشته روي گردابم

آرزومندم كه اين گونه پيش نيايد اما اگر پيش آمد بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني.
برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي از جمله دوستان بد و ناپايدار.برخي نادوست و برخي دوستدار،كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگي بدين گونه است،برايت آرزومندم كه دشمن نيز داشته باشي.نه كم و نه زياد،درست به اندازه.تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قرار دهند.كه دست كم يكي از آن ها اعتراضش به حق باشد.تا كه زياده بر خودت غره نشوي.
و نيز آرزومندم مفيدِ فايده باشي نه خيلي غير ضروري.تا در لحظات سخت وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سر پا نگه دارد.
همچنين برايت آرزومندم صبور باشي.نه با كساني كه اشتباهات كوچك مي كنند چون اين كار سادهاي است،بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند.و با كاربرد درست صبوريات براي ديگران نمونه شوي.
و اميدوارم اگر جوان هستي خيلي به تعجيل رسيده نشوي.و اگر رسيدهاي به جوان نمايي اصرار نورزي.و اگر پيري تسليم نا اميدي نشوي چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است بگذاريم در ما جريان يابند.
اميدوارم سگي را نوازش كني،به پرندهاي دانه بدهي و به آواز يك سهره گوش كني وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد.چرا كه به اين طريق احساس زيبايي خوهي يافت به رايگان.
اميدوارم كه دانهاي هم بر خاك بفشاني،هر چند خرد بوده باشد.و با روييدنش همراه شوي تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد.
به علاوه،آرزومندم پول داشته باشي.زيرا در عمل به آن نيازمندي و براي اينكه سالي يك بار پولت را جلوي رويت بگذاري و بگويي[اين مال من است].فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است.
و در پايان،اگر مرد باشي آرزومندم زن خوبي داشته باشي و اگر زني شوهر خوبي داشته باشي كه اگر فردا خسته باشيد يا پس فردا شادمان،باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازيد.
اگر همهي اينها كه گفتم فراهم شد،ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم...